السيد موسى الشبيري الزنجاني
6757
كتاب النكاح ( فارسى )
منعقد مىشود و غير كامل در مىآيد مثلًا به عنوان مسلمان عقد مىشود و كتابيه در مىآيد ، يعنى مرتبه آنكه خارجاً واقع شده ، پايينتر از آن است كه اقدام بر آن شده است ، در اينجا عنوان تدليس قطعاً صدق مىكند و اما اگر عكس بود يعنى شخص اقدام به ادون كرده ولى اعلى در آمده مثلًا اقدام به ازدواج با كتابيه كرده و بعد مسلمان درآمده است ، آيا ادله تدليس اين مورد را مىگيرد يا نه ؟ تصوير محل بحث البته اينطور نيست كه قابل تصور نباشد ، گاهى ممكن است انسان مىخواهد لباس مندرسى را با قيمتى بخرد و نمىخواهد با همان قيمت لباس خوب بخرد و لو لباس خوبى را به همان قيمت مىفروشد ولى خريدار غرض خاصى دارد و مىخواهد لباس كهنه باشد . نظير اينكه در قصه حضرت خضر ، ايشان سفينه را براى حفظ آن معيب مىكند . در اينجا نيز مثلًا شخص مىبيند اگر لباس خوب بپوشد ، خطر كشته شدن دارد و يا به خاطر آن لباس دچار دردسر مىشود ، اما اگر لباس مندرس باشد ديگر اين خطر وجود ندارد . لذا شرط مىكند لباس كهنه باشد . اما فروشنده با اينكه توجه به اين مطلب دارد ، لباس خوب را به همان قيمت مىدهد . در مسأله جارى نيز شخص به غرضى از اغراض مىخواهد با كتابيه ازدواج كند ولى طرف مسلمان است و ولىّ او يا خودش هم نمىگويند آن غرضى كه دارى در من تأمين نمىشود . حال آيا در اينجا تدليس هست يا نيست ؟ رأى صاحب جواهر در تدليس معكوس ايشان مىفرمايد در مسأله دو وجه است . يك وجه اين است كه بگوييم تدليس هست . چون به هر حال هدفى كه داشته ، تأمين نشده است و ملاك در صدق تدليس همين است . و وجه ديگر اينكه گفته شود مورد رواياتى كه عنوان تدليس را منشأ خيار قرار داده ، صورت فقدان صفت كمالى است نه فقدان صفت نقص و لذا